سادهتر است اگر فرض كنيم كه تاريخ 1351 درست است، ولي پس از سال 1415 در آن تغييرات و اضافاتي وارد كردهاند.
برگ 2. نقشهٴ جهاني با دامنهٴ وسيع كه تمام اروپا، آسيا را تا بخش غربي هند و آفريقا تا اقصاي جنوب آن را در برميگيرد. امكان دارد جنبههاي جديدتر نقشه از اضافات بعدي باشد؟
برگ 3. آدرياتيك، همچنين بخشي از درياي خزر.
برگ 4. شبهجزيرهٴ اسپانيا با بخشي از سواحل فرانسه و آفريقا.
برگ 5. اروپاي باختري، شامل بالتيك و جزاير بريتانيا، اسپانيا از جنوب تا كوه سگورا امتداد يافته، ايتاليا تماماً رسم شده است، همچنين سواحل يونان و آلباني. (نقشه ناتمام ماندهاست).
برگ 6. مديترانهٴ خاوري كه از باختر تا سيسيل و بخش بزرگي از ايتاليا امتداد يافته است.
برگ 7. مجمعالجزاير اژه.
برگ 8. درياي سياه.
موٴلف اطلس كاملاً ناشناس است، ولي اصطلاحاتش حاكي از آن است كه بايد اهل جنوا باشد، يا درهرحال ليگوريايي. مقياس نقشه از يك به 30 ميليون در نقشهٴ جهان، تا يك به000'400'2 در نقشهٴ مجمعالجزاير متفاوت است. همهٴ نقشهها از نوع راهنامه يا نقشههاي دريايياند، ولي در نقشهٴ جهان خطوط ساحلي رنگآميزي شده و حاوي برخي افسانههاي مربوط به عجايبالمخلوقات است.
بيزلي درمورد اين اطلس ميگويد (ص 523 ـ 525 بدون پانوشتها):
((در نقشهٴ جهان شكل كلي آفريقا، پيشروي جنوب قارهٴ سياه به سوي دماغه، بهعلاوه خط معروف خليج گينه با چنان نزديكي به واقعيت ترسيم شده، كه نميتوان باوركرد طراح آن را از پيش خود حدس زدهباشد. بهويژه، خط ساحلي ميان سيرالئون و كامرون ميبايد با كمك معلومات عملي ترسيم ميشد. همچنين در بخش غربي راهنامهٴ دريايي مفصل چهار برگي، جزاير اقيانوس اطلس را (جزاير آرزو را براي اولين بار) با كمال و دقت يك نقشهٴ ناخدا عرضه ميكند، يا دست كم اثري كه بلاواسطه از روي نقشهٴ يك ناخدا ترسيم شدهاست. از جملهٴ ساير ويژگيهاي اين اطلس (كه برخي در نقشهٴ عمومي جهان غرب و برخي ديگر در نقشههاي مشروح بعدي به چشم ميخورد) نزديكي اسكاتلند به نروژ است، كه تنها تنگهٴ باريكي آن دو را جدا ميكند و اين سرزمينهاي آلماني درياي شمال را تقريباً بهصورت درياي سياه ديگري درميآورد. همچنين، در آسيا برخي نشانههاي تأثير پولو را ميتوان ديد، كه آغاز آن در آمدن نقشهٴ هند بهصورت شبهجزيره و امتدادش در جنوب آسيا در انتهاي شرقي نقشه است. شبكهٴ درياچهها و رودخانههاي اروپا، دستكم برخي ويژگيهايش، با وضوحي غيرعادي شناخته